وداع!!
۸۸/۶/۱ رو به یاد داشته باش.
منم آشخور شدم.
معلوم نی کی بیام ولی حتما میام.
تنهام نذاری؟؟
مر۳۰
این واسه همه دوستام بود ولی تک تک.
آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم احساس سوختن به تماشا نمیشود
۸۸/۶/۱ رو به یاد داشته باش.
منم آشخور شدم.
معلوم نی کی بیام ولی حتما میام.
تنهام نذاری؟؟
مر۳۰
این واسه همه دوستام بود ولی تک تک.
ماندن نيست ، و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل
خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي
هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
۷سال از اولین روزی که واسه خودم باشگاه وا کردمو شدم استاد گذشت.
همه دوران قهرمانیمو فراموش کردم تا یسره باشم پا شاگردام.
الآن چی؟
تنهای تنها!!
نه قهرمانیو دارم نه .........
چرا؟

از طرف سوشیانت عزیز!!!!
آنم که چو ویران شوم آباد بمانم
در بال و پر خود زدم آتش که بسوزم
زان پیش که در پنجه صیاد بمانم
من نام خود از دفتر ایام زدودم
چون نیستم آن قصه که در یاد بمانم
ناشادی ما گر سبب شادی غیرست
شادم که بمانم من و ناشاد بمانم
جز بر کرم دوست نیازی به کسم نیست
اینگونه شدم بنده که آزاد بمانم
بوی لیلا
می دهد
تو هم ای خوب من!! این نکته به تکرار بگو!
این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت
نه به یکبار و به ده بار که صد بار بگو!!
((دوستم داری؟)) را از من بسیار بپرس
( دوستت دارم) را با من بسیار بگو!!!
به لب های تو می سازم کلامی
سرود آشنایی یا سلامی
ندارم جز غم عشق تو در سر
ولی افسوس که از من جدایی
*
نمی دانی چه شوری در سرم بود
نمی دانی چه شوقی در پرم بود
نمی دانی چه بودم آن زمان ها
کجا روز جدایی باورم بود
*
جدایی نقطه پایان ما نیست
کسی یاریگر ما جز خدا نیست
جدایی هم سرود دیگر ماست
کسی آگه ز راز ما دوتا نیست
*
جدایی اولش بی خانمانیست
جدایی آخرش یک یادگاری ست
صفوف خاطرات تلخ و شیرین
که آن هم صحنه ای از زندگانی ست
*
جدایی ساکت و خلوت نشین است
فضای خالی یک همنشین است
دلم آهسته در گوشم چنین گفت:
جدایی هم قشنگ و دلنشین است
*
اگر پایان غم هایش تو باشد
جدایی بهترین حرف زمین است
.........
میگویند شيشه احساس ندارد!
اماوقتي روي شيشه بخار گرفته اي نوشتم
دوستت دارم
آرام گريست....
برو اي دختر پالان محبت بر دوش!
ديده بر ديده ي من مفکن و نازت مفروش...
من دگر سيرم... سير!...
به خدا سيرم از اين عشق دوپهلوي تو پست!
تف بر آن دامن پستي که تورا پروردست!
کم بگو ، جاه تو کو؟! مال تو کو برده ي زر!
کهنه رقاصه ي وحشي صفت زنگي خر!
گر طلا نيست مرا ، تخم طلا، مَردم من،
زاده ي رنجم و پرورده ي دامان شرف
آتش سينه ي صدها تن دلسردم من!
دل من چون دل تو، صحنه ي دلقک ها نيست!
ديده ام مسخره ي خنده ي چشمک ها نيست!
دل من مامن صد شور و بسي فرياد است:
ضرباتش جرس قافله ي زنده دلان
تپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان
چکش مغز ز دنياي شرف روفتگان
«تک تک» ساعت، پايان شب بيداد است!
دل من، اي زن بدبخت هوس پرور پست!
شعله ي آتش« شيرين» شکن«فرهاد» است!
حيف از اين قلب، از اين قبر طرب پرور درد
که به فرمان تو، تسليم تو جاني کردم،
حيف از آن عمر، که با سوز شراري جان سوز
پايمال هوسي هزره و آني کردم!
در عوض با من شوريده، چه کردي، نامرد؟
دل به من دادي؟نيست؟
صحبت دل مکن، اين لانه ي شهوت، دل نيست!
دل سپردن اگر اين است! که اين مشکل نيست!
هان! بگير!اين دلت، از سينه فکنديم به در!
ببرش دور ... ببر!
ببرش تحفه ز بهر پدرت، گرگ پدر!!
« هستم اگر مي روم گر نروم نيستم . »
« هستم اگر مي روم گر نروم نيستم . »
.gif)
بهترين دوست اگه نيستي، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستي،
لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها
هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!!
آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به
دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خود اعتماد
ندارم!
آدمک مرگ همین جاست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند
دستخطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند
فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند
صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند
راستی آنچه به یادت دادیم
پر زدن نیست که در جاست بخند
آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخر دنیاست بخند
در سکوتی که به انداره یک تنهایی ست
هیچ کس وسعت اندوه مرا حدس نزد
پشت پرچین لای گلها سایهات گم میشود سایهات گم میشود تا از تو میگیرم سراغ
از كنارم رد شدی تنهایی من رنگ باخت چندمین بار است میگویم چه گویم از فراغ
خسته شد دستان من در انتظار بودنت استكانها را بیاور شب شد و من بیچراغ
تك چناران بلند باغ چشمم را گشود شوم بود این اتفاق تلخ نفرین بر كلاغ!!!